سيد محمد باقر برقعى
3799
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
در سير تو طاقتم بفرسود * زين منظر چيست عاقبت سود تو چيستى اى شب غمانگيز * در جستجوى چه كارى آخر بس وقت گذشت و تو همانطور * استاده به شكل خوفآور تاريخچهء گذشتگانى * يا رازگشاى مردگانى تو آينهدار روزگارى * يا در ره عشق پردهدارى يا دشمن جان من شدستى * اى شب بنه اين شگفت كارى بگذار مرا به حالت خويش * با جان فسرده و دلريش بگذار فروبگيردم خواب * كز هر طرفى همىوزد باد وقتيست خوش و زمانه خاموش * مرغ سحرى كنيد فرياد شد محو يكانيكان ستاره * تا چند كنم به تو نظاره بگذار به خواب اندر آيم * كز شومى گردش زمانه يكدم كمتر به ياد آرم * و آزاد شوم ز هر فسانه بگذار كه چشمها ببندد * كمتر به من اين جهان بخندد مهتاب مىتراود مهتاب مىدرخشد شبتاب نيست يكدم ، شكند خواب به چشم كس و ليك غم اين خفتهء چند خواب در چشم ترم مىشكند . *